دانلود آهنگ لری - وری ریم - با صدای ایرج رحمان پور
همراه با متن ترانه و ترجمه فارسی اشعار
متن ترانه و ترجمه فارسی اشعار
وری ریم وری ریم
بلند شو برویم، بلند شو برویم
وری ریم وری ریم، که وَختی نَمَنَه
بلند شو برویم، بلند شو برویم که دیگر زمانی باقی نمانده
شور شُوق رَتن و دنیا شیوه نه
شور و شوق رفتن، دنیا را به آشوب کشیده است
وری چِل سرو بُو، فالِ حافظ وا کو
بلند شو چهل سرود بخوان، بلند شو فال حافظ بینداز
بیسِ پُشت دیوار، حُونه قومُ و خیشو
و پشت دیوار خانه قوم و خویشاوندان بایست
هَمَه تَش رَتن، می زِنَن و دامو
همه مردم آتش رفتن را دامن می زنند(به شدت در فکر رفتن هستند)
وری ریم وری ریم، که وَختی نَمَنَه
بلند شو برویم، بلند شو برویم که دیگر زمانی باقی نمانده
شورو شُوق رتن و دنیا شیوه نه
شور و شوق رفتن، دنیا را به آشوب کشیده است
سِی کُو تُوز رتن د ِدنیا وریسا
ببین گرد و غبار رفتن دوستان از زمین بلند شد
وری ری و را با، وری ری و را با
بلند شو رو به راه و آماده شو، بلند شو رو به راه و آماده شو
سِه کو رَه و رَه ون، رفیقیته میحان
ببین راه و رهگذرانش، همسفر شدن با تو را می خواهند (دوست دارند).
وری تا که واردت، دِ شو بَگُوارِم
بلند شو تا همراه تو از شب عبور کنم
کویا ناهُماِرو و زونی ورارم
کوه های ناهموار را با زانوانم طی کنم
وری ریم وری ریم، که وَختی نَمَنَه
بلند شو برویم، بلند شو برویم که دیگر زمانی باقی نمانده
شورِ شوق رتن و دنیا شیوه نه
شور و شوق رفتن، دنیا را به آشوب کشیده است
وری چِِل سرو بو، فال حافظ وا کو
بلند شو چهل سرود بخوان، بلند شو فال حافظ بینداز
بیسِ پُشتِ دیوار، حونَه قوم ئو خیشو
و پشت دیوار خانه قوم و خویشاوندان بایست
وری ریم وری ریم، که َوختی نَمَنَه
بلند شو برویم، بلند شو برویم که دیگر زمانی باقی نمانده
شورِ شوق رتن و دنیا شیوه نه
شور و شوق رفتن، دنیا را به آشوب کشیده است
دانلود آهنگ لری - دسمه بئیر - با صدای ایرج رحمان پور
همراه با متن ترانه و ترجمه فارسی اشعار
متن ترانه و ترجمه فارسی اشعار
دسمه بئیر
دستم را بگیر
دسمه بئیر تا بکه گل دو تل حُشکِ دارِ درد
دستم را بگیر تا دو دستِ این تن رنجورم، نیرو بگیرند
تو چی میل زنه منه، چی خین دِ رگیام بَگَرد
تو بمانند شوق زنده ماندن، مثل خون در رگهایم جریان پیدا کن
شون بیار تا سر بنیم زار، بزنم سیر بگری ویام
شانه هایت را بیاور تا سر روی آنها بگذارم و سیر گریه کنم
ره بونم رو، رو د ِخین، وا چَنگ دِ چشیام
تا به وسیله چنگ، رودی از خون، از چشمهایم جاری کنم
باریه برف ئو زیه باد، بادِ بی رحمه طوفونی
برف آمده و بادی سخت و طوفانی شروع به وزیدن کرده است
شل شَکَت، می زنم زار، سر رَیا سرگردُونی
و من خسته و لنگان بر سر راه های سردرگمی زاری می کنم
گرم دَسِت، یادگاری، تش ئو تژگایا قدیمه
گرمای دستت خاطره و یادآور آتش و آتشگاه های قدیم است
مخمل صِدات نشونی، پیونی تونو نَسیمه
و نرمی صدایت، نشانه ای از پیوند تو و نسیم(برخورد نفس با تارهای صوتی)است
لاله داغ ِد دل، اَقاقی خاموش
گل لاله پر داغ و گل اقاقی ساکت مانده
شقایق چاک چاک، بنوشه سی پوش
شقایق سینه اش از درد چاک چاک شده و گل بنفشه سیاه پوشیده
نه د دل آز، نه د لار جو، نه د پایام تاو رتن
نه میلی به رفتن دارم و نه توانایی رفتن، و نه پاهایم قوّت رفتن را دارند
دَسِمِه بئیر، تو بوحو سیم، بیتِ کوچِ، تا بئینیم خاو رَتن
دستم را بگیر و برایم تو رانه رفتن را زمزمه کن تا با هم، خواب رفتن را ببینیم
دانلود آهنگ لکی - دلارام - با صدای ایرج رحمان پور
همراه با متن ترانه و ترجمه فارسی اشعار
متن ترانه و ترجمه فارسی اشعار
دلارام
دَسَکَم بِگِر، بِناریم سَخته
دستم را بگیر که سربالایی سختی در پیش داریم
سره بنارِ هماری تخته
بالاتر از این سربالایی، به سرزمین های همواری می رسیم
شُعله مونگ دیمه و سَر کلااوان
شعله ماه را بر سر تپه ها دیده ام
لِیل و دلگیری مَچو و باوان
ماه نیست، بلکه لیلی است که با دلگیری به خانه پدرش می رود
دَسَکَم بِگر بِنارم دیره، سِر اَ بناره خوشِه انگیره
دستم را بگیر که سر بالایی طولانی در پیش است و بعد از این سربالایی خوشه های انگور است
دل ها و تمای، دلارامه وه
دل در آرزوی دیدن دلآرام است
گاگا مَمِرم، گاهی مامَه وه
گاهی می میرم و گاهی زنده می شوم
دَسَکَم بِگِر یه دَس دَنگ نِیری، طاقت و تونای، روژِ تنگ، نیری
دستم را بگیر که یک دست صدا و طاقت و توانایی روز تنگی را ندارد
هر وَخت بالاکَت موینم ژَ دور، غم و پِژاره کُل مَچو ژه ویر
وقتی که قامتت را از دور می بینم، تمام غم هایم از یاد می روند
دِ کُجانت دَس بئیرم، وِ کُجانت دل بَوَنِم روزگاره، مه و ِحالت بگریوم یا بَخَنَم
ای روزگار من از کجایت دست بگیرم و به چه چیزی از تو دل ببندم، نمیدانم به حالت بخندم یا گریه کنم
دَسکم بِگِر، بِیَرمَه مالَکَت، بِکَم و میمان تنیا خالَکَت
دستم را بگیر و مرا به خانه ات ببر و مرا میهمان آن تکخال صورتت کن
خاوه مرگم بو، کی دیرم خاوان، نه مه خاو دیرم نه تافه اوان
خواب مرگم باشه(اگر می خواهم بخوابم خدا کند که بمیرم) من هرگز خواب ندارم، نه من و نه جریان تند آب رودخانه ها هیچکدام خواب نداریم