شعر، موسیقی، داستان و ....

مطالب متنوع و جذاب

شعر، موسیقی، داستان و ....

مطالب متنوع و جذاب

حکایاتی از سعدی - باب اول - در سیرت پادشاهان

برای مشاهده متن هر حکایت، روی عنوان آن کلیک کنید.

حکایت دروغ مصلحت آمیز

حکایت عبرت از دنیا

حکایت اسب لاغر

حکایت عاقبت گرگ زاده

حکایت رنج حسادت

حکایت راز واژگونى تخت و تاج شاه ظالم

حکایت آنکس که مصیبت دید، قدر عافیت را مى داند

حکایت مراقبت از گزند آن کس که از انسان مى ترسد

حکایت افسوس شاه از عمر بر باد رفته

حکایت نتیجه مهر و نامهرى رهبر به ملت

حکایت برتر بودن مرگ ظالم بر زندگى او

حکایت برتر بودن خواب ظالم از بیداریش

حکایت اندازه نگهدار که اندازه نکوست

حکایت نتیجه بى توجهى به سپاه

حکایت وزیر بر کنار شده

حکایت پاسخ سیه گوش

حکایت نتیجه شوم حسادت

حکایت وساطت براى امر خیر

حکایت تمجید از سخاوت شاهزاده

حکایت بنیاد ظلم از اندک شروع شود

حکایت کیفر ستمگر مغرور و غافلگیر

حکایت قصاص روزگار

حکایت نتیجه پناهندگى به خدا و پاداش احسان

حکایت پرهیز از ستیز با نااهلان

حکایت نجات وزیر نیکوکار به خاطر صداقت و پاکى

حکایت پاداش زیادتر از براى انسان پرتلاش

حکایت آهى که خرمن هستى ظالمى را خاکستر کرد

حکایت برترى زور علم بر زور تن

حکایت فقیر آزاده در برابر شاه

حکایت نصیحت ذوالنون مصرى

حکایت پرهیز از تحمل بار سنگین گناه

حکایت انتخاب راى شاه براى دورى از سرزنش او

حکایت دروغگویى جهانگردها

حکایت نتیجه نیکوکارى

حکایت کنترل خشم

حکایت نجات یافتن نیکوکار و هلاکت بدکار

حکایت عزت با رنج بهتر از ذلت بى رنج

حکایت پاسخ عبرت انگیز انوشیروان

حکایت دورى از پرچانگى

حکایت رزق و روزى به زرنگى نیست

حکایت نتیجه مستى و دورى از نیم خورده ناپاک

حکایت دو عامل پیروزى اسکندر

رباعیات خیام

رباعی شماره ۳۶

دریاب که از روح جدا خواهی رفت

در پرده اسرار فنا خواهی رفت

می نوش ندانی از کجا آمده‌ای

خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت

 

رباعی شماره ۳۷

ساقی گل و سبزه بس طربناک شده‌ است

دریاب که هفته دگر خاک شده‌ است

می نوش و گلی بچین که تا در نگری

گل خاک شده‌ است و سبزه خاشاک شده‌ است

 

رباعی شماره ۳۸

عمریست مرا تیره و کاریست نه راست

محنت همه افزوده و راحت کم و کاست

شکر ایزد را که آنچه اسباب بلاست

ما را ز کس دگر نمی باید خواست

 

رباعی شماره ۳۹

فصل گل و طرف جویبار و لب کشت

با یک دو سه اهل و لعبتی حور سرشت

پیش آر قدح که باده نوشان صبوح

آسوده ز مسجدند و فارغ ز کنشت

 

رباعی شماره ۴۰

گر شاخ بقا ز بیخ بختت رست است

ور بر تن تو عمر لباسی چست است

در خیمه تن که سایبانی‌ است ترا

هان تکیه مکن که چار میخش سست است

حکیم عمر خیام

دانلود فایل صوتی - محمدحسین شهریار- حرم قدس

دانلود فایل صوتی - محمدحسین شهریار- حرم قدس

دانلـــود کنید

حرم قدس

روی در کعبه این کاخ کبود آمده ایم

چون کواکب به طواف و به درود آمده ایم

در پناه علم سبز تو با چهره زرد

به تظلم ز بر چرخ کبود آمده ایم

تا که مشکین شود آفاق به انفاس نسیم

سینه ها مجمره عنبر و عود آمده ایم

پای این کاخ دل افروز همایون درگاه

چون فلک با سر تعظیم و سجود آمده ایم

پای بند سر زلفیم و پی دانه خال

چون کبوتر ز در و بام فرود آمده ایم

شاهدی نیست در آفاق به یک رویی ما

که به دل آینه غیب و شهود آمده ایم

بلبلانیم پر افشانده به گلزار جمال

وز بهار خط سبزت به سرود آمده ایم

سرمه عشق تو دیدیم و ز زهدان عدم

کورکورانه به دنیای وجود آمده ایم

به صدای جرس عشق در این کهنه رباط

از پی قافله آب ثمود آمده ایم

شهریارا به طرب باش که از دولت عشق

فارغ از وسوسه بود و نبود آمده ایم

محمدحسین شهریار