شعر، موسیقی، داستان و ....

مطالب متنوع و جذاب

شعر، موسیقی، داستان و ....

مطالب متنوع و جذاب

مجموعه دو بیتی های باباطاهر عریان سری سیزدهم

دوبیتی شماره ۶۱

فلک زار و نزارم کردی آخر

جدا از گل عذارم کردی آخر

میان تختهٔ نرد محبت

شش و پنجی به کارم کردی آخر

 

دوبیتی شماره ۶۲

اگر شیری اگر میری اگر مور

گذر باید کنی آخر لب گور

دلا رحمی به جان خویشتن کن

که مورانت نهند خوان و کنند سور

 

دوبیتی شماره ۶۳

اگر شیری اگر ببری اگر کور

سرانجامت بود جا در ته گور

تنت در خاک باشد سفره گستر

به گردش موش و مار و عقرب و مور

 

دوبیتی شماره ۶۴

دلا اصلا نترسی از ره دور

دلا اصلا نترسی از ته گور

دلا اصلا نمی ترسی که روزی

شوی بنگاه مار و لانهٔ مور

 

دوبیتی شماره ۶۵

جره بازی بدم رفتم به نخجیر

سبک دستی بزد بر بال من تیر

برو غافل مچر در کوهساران

هران غافل چرد غافل خورد تیر

مجموعه دو بیتی های باباطاهر، دو بیتی های باباطاهر عریان، دو بیتی های باباطاهر، دو بیتی باباطاهر عریان، باباطاهر عریان،
مشاعره با دو بیتی های باباطاهر، مشاعره با اشعار باباطاهر

دانلود فایل صوتی - حافظ شیرازی - غزل شماره ۱۲

دانلود فایل صوتی - حافظ شیرازی - غزل شماره ۱۲

دانلـــود کنید

غزل شماره ۱۲

ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما

آب روی خوبی از چاه زنخدان شما

عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده

بازگردد یا برآید چیست فرمان شما

کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت

به که نفروشند مستوری به مستان شما

بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر

زان که زد بر دیده آبی روی رخشان شما

با صبا همراه بفرست از رخت گلدسته‌ای

بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما

عمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جم

گر چه جام ما نشد پر می به دوران شما

دل خرابی می‌کند دلدار را آگه کنید

زینهار ای دوستان جان من و جان شما

کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند

خاطر مجموع ما زلف پریشان شما

دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری

کاندر این ره کشته بسیارند قربان شما

ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو

کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما

گر چه دوریم از بساط قرب همت دور نیست

بنده شاه شماییم و ثنا خوان شما

ای شهنشاه بلند اختر خدا را همتی

تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما

می‌کند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو

روزی ما باد لعل شکر افشان شما

حافظ شیرازی

دانلود صوتی - پروین اعتصامی - بی آرزو

دانلود صوتی - پروین اعتصامی - بی آرزو

دانلـــود کنید

بی آرزو

به غاری تیره، درویشی دمی خفت

دران خفتن، به او گنجی چنین گفت

که من گنجم، چو خاکم پست مشمار

مرا زین خاکدان تیره بردار

بس است این انزوا و خاکساری

کشیدن رنج و کردن بردباری

شکستن خاطری در سینه‌ای تنگ

نهادن گوهر و برداشتن سنگ

فشردن در تنی، پاکیزه جانی

همایی را فکندن استخوانی

بنام زندگی هر لحظه مردن

به جای آب و نان، خونابه خوردن

به خشت آسودن و بر خاک خفتن

شدن خاکستر و آتش نهفتن

ترا زین پس نخواهد بود رنجی

که دادت آسمان، بی رنج گنجی

ببر زین گوهر و زر، دامنی چند

بخر پاتابه و پیراهنی چند

برای خود مهیا کن سرایی

چراغی، موزه‌ای، فرشی، قبایی

بگفت ای دوست، ما را حاصل از گنج

نخواهد بود غیر از محنت و رنج

چو می باید فکند این پشته از پشت

زر و گوهر چه یک دامن چه یک مشت

ترا بهتر که جوید نام جویی

که ما را نیست در دل آرزویی

مرا افتادگی آزادگی داد

نیفتاد آنکه مانند من افتاد

چو ما بستیم دیو آز را دست

چه غم گر دیو گردون دست ما بست

چو شد هر گنج را ماری نگهدار

نه این گنجینه می خواهم، نه آن مار

نهان در خانهٔ دل، رهزنانند

که دائم در کمین عقل و جانند

چو زر گردید اندر خانه بسیار

گهی دزد از در آید، گه ز دیوار

سبکباران سبک رفتند ازین کوی

نکردند این گل پر خار را بوی

ز تن زان کاستم کاز جان نکاهم

چو هیچم نیست، هیچ از کس نخواهم

فسون دیو، بی تاثیر خوشتر

عدوی نفس، در زنجیر خوشتر

هراس راه و بیم رهزنم نیست

که دیناری به دست و دامنم نیست

پروین اعتصامی